تبليغاتX
اوفلیاتونیستـی باگیسوانم حرف مـی زنم

 

وقتی جهان بدون شاعران زیبا تر است!

 ( ثریا داودی حموله)

نخست :

چرا مردم از شعر فاصله گرفته اند ؟ چرا بعضي  نفرات كه « شعر تندرست » را مطرح مي كنند شعر خودشان اينهمه بيمار است ؟ چرا شاعران پرورشگاهي دايه گم كرده بحران سازي را شغل شريفي مي دانند ؟ چرا نحو پريشي ها و معنا گريزيهاي نا متعارف مهمل گوئيها و ابتر سازيها و گنگ نويسي ها و شعر واره ها را باعث شهرت مي دانند ؟ چرا افرادي با توانائي ذهني بالا نيمرخ آبله گون از خود نشان مي دهند ؟ چرا كارگاه هاي شعر اينهمه باب شده ؟ و آيا اين شاعران پرورشگاهي راه به جائي خواهند برد ؟ آيا فضاي شعر امروز دچار « آنارشيسم زباني» شده است ؟ آهسته مي گويم اما بلند بشنو . تو را « مش غول » كرده اند؟ تو قاعده بازي را نمي داني ! تو نمي تواني متولي خوبي براي شعر باشي . تو نمي دوي كه برسي ، ميدوي كه بدوي ! تو دچار توهم شده اي !

گيرم اين كه تو عقل ستيزي ميشل فوكو را از بري ! شالوده شكني دريدا و نشانه شناسي بارت و زبان شناسي سوسور ...... با دانستني هاي « اين و آن » ذهنت را پر كرده اي با كدام شرايط اجتماعي مي خواهي پايان هر چيز نقطه بگذاري ؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اوفلیا در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 و ساعت 9:47 قبل از ظهر |

حكايت ماندگاري يا فراموشي
نگاهي به مجموعه شعر "آسمان حرفي از گيسوان لي لي بود" از ثريا داودي


                            گروه فرهنگ-اميد سليمي


 ثريا داودي حموله، پس از 4سال سكوت، مجموعه اي از جديدترين اشعار نوي خود را با نام "آسمان، حرفي از گيسوان لي لي بود" با مشاركت انتشارات پازي تيگر به كتابفروشيها فرستاد. از اين شاعره كه اصالتا بختياري است و دراصفهان سكونت دارد، تاكنون مجموعه شعر "اوفيليا! تو نيستي با گيسوانم حرف مي زنم" و مجموعه داستان "پدر ايل" به همراه تعدادي مقالات ادبي و نقد منتشر شده كه نشان مي دهد حوزه كار وي، بسياري از جنبه هاي ادبيات را دربرمي گيرد.
ولي آنچه از مجموعه "آسمان..." برمي آيد، حضور ديرگاه شاعري نوپرداز و نوگرا در زمينه اي است كه مي توان گفت چندي ست ساير شاعران و داستان نويسان در آن فعاليتي چشمگير دارند. وقتي اشخاصي .... در زمينه اين گونه شعرسرايي، براي خود نام و نشاني دست و پا كرده اند، پس بيراه نيست اگر در شگردهاي به كار رفته داوودي، اندكي دنباله روي از ساير نامداران اين گونه شعرگويي را مشاهده كنيم.
با اين همه، "آسمان..." مجموعه اي دلنشين و قابل تحمل است كه در اين -به قول غلامحسين بابادي، شاعر نام آشناي خوزستاني- وانفساي شعرگويي و شلم شورباي ادبي، غنيمتي درخور است.

اين مجموعه، دو دفتر شعري را در برمي گيرد. دفتر اول با نام "صداي كفشهاي دختر جنوب" دو شعر بلند را در خود جا داده و دفتر دوم كه همنام كتاب است، شامل 11 شعر با نام مشترك "دوسطط دارمهاي في مي نيستي"، 30 شعر كوتاه به عنوان "گزاره هاي ماه و شبانه هاي من و تو و لي لي فلسفه" و 7 قطعه با نام "ثريانه ها (براي متولد شهريور)" مي شود آثار و احوال و محتويات اين مجموعه نشان مي دهد راهي كه ثريا داوودي در مجموعه شعر پيشين خود برگزيده، در اين كتاب با شدت و غلظت بيشتري ادامه داده است تا اين راه با او چه كند، راهي سنگلاخ و صعب كه به گفته برخي منتقدان شايد از "شعر متفاوط" سر در بياورد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اوفلیا در دوشنبه هفدهم دی 1386 و ساعت 11:31 قبل از ظهر |

نقد  و تحلیل :

رمان درخت انجیر معابد احمد محمود (ثریا داودی حموله)

ادبیات احمد محمود شامل پانزده اثر کوتاه و رمان می باشد که اولین آن  داستا ن «مول» سال  1336 و آخرین اثر هم رمان سترگ (دو جلدی)«درخت اجیر معابد» سال 1379    می باشد.ادبیات  احمد محمود از لحاظ درون مایه و فضا و محتوی بازتاب همه ی جنوب های جهان است. نویسنده ای که به متن زندگی  پرداخته و رنج های اجتماعی را ترسیم کرده است. وی استاد مسلم در خلق فضا و زبان است و در آثارش نفت، اعتصاب، مبارزه، شط، کشتی، لنج، گرما و شرجی، نخل خانه های گارگری ، بیست فوتی ها، بلوک های کارمندی ...قصه ی آشنا یند. نویسنده ای که باید پیامبر ادبیات جنوب لقب گیرد!! داستان هایش بیشتر از دل واقعیت و ساختار اجتماعی جهیده اند(از خالد همسایه ها تا سرهنگ سیامک داستان یک شهر تا فرامرز درخت انجیر معابد تا...) احمد محمود مهره ی تاثیر گذار برای هم نسلان و نسل های بعد است. گرچه خیلی از روی دستش ادبیات کارگری را نوشتند ولی پز نویسندگان روس را دادند!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اوفلیا در شنبه پانزدهم دی 1386 و ساعت 8:4 قبل از ظهر |

غم آيه هاي هرمز عليپور در «54 به دفتر شطرنجي»  ثریا داودی

 

گرچه عليپور از لحاظ ذهني و شعري چند حرف جلوتر از هم نسلان خود است اما با انتشار «54 به دفتر شطرنجي» به دايره تكرار افتاده است . البته گذشته از فرم و نحو شكني هاي معمول و زباني كه هر بار به هم ريخته تر از قبل مي شود به نوعي تكرار در مفاهيم و مضامين هم رسيده است . براي عليپور كه جزو شاعران مدعي است اين ايستائي و بي تحركي بي شك خطر محسوب مي شود . زبان عليپور نوعي « زبان ارجاعي‌» است . اگر شعر حريم زبان را پاس ميدارد و شاعر هم خالق زبان است پس شعر و شاعر و زبان در تئوري ها لااقل بايد مكمل هم باشند . اما عليپور به شخصي كردن شعر و شخصي كردن ذهنيت و «من شعري‌» بيشتر راغب است . و از لايه بيروني شعرش مي توان فهميد كه قوه خودآگاه عليپور بر ناخودآگاه اش غلبه كرده است و با آموزه هاي فلسفي عرفاني نمي تواند ماهيت شعري اش را حفظ كند . گوئي دنيا و مافيه را فقط با يك رنگ مي بيند و همچنان «طرح اندوه» مي ريزد .

« من كه دليل هاي دلم را / آب هاي بي معرفت بردند و گم كردند . » ص 13

آيا علپور شاعري فيلسوف است يا فيلسوفي شاعر است ؟ گرچه هميشه به طور ضمني گفته ميشود و مي گويد كه شعرش جنبه عرفاني فلسفي دارد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اوفلیا در دوشنبه دهم دی 1386 و ساعت 2:30 بعد از ظهر |