تبليغاتX
اوفلیاتونیستـی باگیسوانم حرف مـی زنم

 

گزیده ای از منظومه بلند

«من زیباترین دختر قبیله بودم»

 

 

مانند شعری کوتاه دوستم بدار

 

عشق هنوز مجوز نشر نگرفته است!

.

.

.

 

نه به ماه نگاه کن

 

نه مرا صدا بزن

 

با تقویمی پر از کرشمه برگرد

 

تا ادامه ی رویاها را تکه دوزی کنم

 

و بگردم

 

 دنبال آیینه ای که جوانی ام را شکست!

                                                                                                 (ثریا داودی)

 

 

+ نوشته شده توسط اوفلیا در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 و ساعت 5:31 بعد از ظهر |

نگاهی به«آسمان حرفی از گیسوان لی لی بود» ثریا داودی حموله

 

احمد رضا غفاری

 

 

دختر آینه بردوش

تو شبیه گیاهی هستی

که در تاریکی پوست می اندازد

اگر حرفی از عمر باقی ماند

آسمانی بیاور

 تا غصه های رنگی را در ته آبگیری پنهان کنیم

اگر هنر حاصل تعامل و تقابل ،میان ذهن هنرمند و جامعه باشد ،یک اثر هنری سوای از روح تجریدی و انتزاعی اش که ویژگی بارز هر اثر هنری است تبدیل به نوعی گفت و گوی انتقادی در برابر دیگر پارادیم در غالب فرهنگی خواهد شد ،این گفت و گو در صورتی تداوم می یابد که اثر هنری بتواند از نظرفرم و ساختار و محتوا نسبت به جریان های غالب هنری فرا روی کند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اوفلیا در جمعه هفدهم اسفند 1386 و ساعت 4:38 بعد از ظهر |

                              سید علی صالحی شاعر یا خطابه نویس؟

 

نگاهی به قُمری غمخوار در شامگاه خزانی(هزار ویک هایکوی پارسی) سید علی صالحی(ثریا داودی حموله)

نخست:

 تاثیر گذاری صالحی بر ادبیات دهه شصت پوشیده نیست. او جز نسل برگزیده ای بودکه با هوشیاری و بدون این که از آن « موج »خطش بزنند خود را کنار کشید و«شعر گفتار» را بنیان نهاد اما به سرنوشت مشترک هم نسلان خود دچار شد و از بام کاهگلی در موزائیک های خام افتاد! به نظر می رسد صالحی دیگر معترض «هیچی»نیست.در برکه ای دور دست شنامی کند ... از نظر صالحی الگوهای ذهنی  دهه شصت مانند الگوهای ذهنی دهه هشتاد هستند. آیا این تاثیر سال های ماضی است؟ !

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اوفلیا در چهارشنبه هشتم اسفند 1386 و ساعت 8:15 قبل از ظهر |