تبليغاتX
اوفلیاتونیستـی باگیسوانم حرف مـی زنم

بهزاد خواجات: سوررئالیست عصبی

 

فضای فانتزی و صحنه های آشفته ی «جمهور» خواجات را سورئال تر از همیشه جلوه می دهد. المان شعر خواجات روز مرگی و شی وارگی است. البته با پیش آگاهی از حادثه های ذهنی... خواجات شاعر سوء تفاهم هاست. به عادت زدائی ذهن و زبان خو کرده است. بدون اگر و اما و شاید خلاق و بدعت گذار بود. اما این شاعر از پشت کلمات بر نمی خیزد؛مخاطب وجودش را احساس می کند. در ماهیت دادن به اشیاء و پدیده ها کاملا  فردی و شخصی برخورد می کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اوفلیا در چهارشنبه نهم آبان 1386 و ساعت 6:59 قبل از ظهر |

 

  نيهيل  و روياهاي پسامدرني اميدحلالي

در شعر مدرن  زبان هيچ نشاني از تفكر و انديشه شاعر ندارد   حلالي مي‌كوشد در شعرش زبان در خدمت زبان باشد . اما زبان در گزاره‌هاي تعليقي “نيهيل” رويكردي كاملاً ابزاري دارد تا شاعر عقايدش را بيان كند مانند همان زباني كه عقايد فلسفي خيام و عقايد عرفاني مولانا را و رندبازي هاي حافظ را بيان كرده . با اين كه سهم بيشتري از كلمات در خدمت ايماژ هستند ولي يا كلي گويي ها آن را خدشه دار مي كند و اين كلمات پتانسيل زبان را هم سنگين مي كنند آيا اين انگاره هاي ساخته شده در ذهن موازي انگاره هاي عيني است ؟ به شعرهاي اهواز پايتخت جهنمي و نامه براي سالوادور دالي و مشروعه ي خواب هاي شاعر ، قيلوله ي پزشك احمدي   و مزمورات داوودي توجه كنيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اوفلیا در چهارشنبه نهم آبان 1386 و ساعت 6:52 قبل از ظهر |