«چرایی تحریف تاریخ بختیاری »

آسیب شناسی حماسه زاگرس نوشته علیزاده گل سفیدی

به زعم من «حماسه زاگرس» یک تاریخ تحمیلی است؛ چرا که مولف خود خواسته مبارزه را در مسیر دیگری برده است که نوعی یقین زدایی از ذهنیات قومی می باشد و این فرض منطق علمی و سندیت تاریخی ندارد.طرح کلی بحث از لحاظ نظری با چنین گفتِ های گِل سفیدی تناقضاتی دارد؛مولف عده ای را به سست کردن پایه های قیام متهم می کند،ولی دلیل و سند ارائه نمی دهد...با تاکید مکرر که جعفرقلی خان سردار اسعد نقش اساسی در سرکوب قیام شیرعلیمردان داشته است که دوباره سند مکتوبی ارائه نمی دهد؛این گفتن ها و پاسخ ندادن ها خود محل شک و تردید برای مخاطب هست،آیا مولف خواسته قیام شیر علیمردان را درون قومی نشان دهد و مبارزه را از گستردگی ملی خارج کند؟چیزی که مشهود است این که گِل سفیدی در کتاب «حماسه زاگرس» هویت مبارزه ی شیر علیمردان را زیر سوال برده و عقاید شخصی خود را به عنوان سند جلوه داده است. آیا این نشانه بی اطلاعی است؟ یا جعل واقعیت است؟ تاریخ نگار باید با رعایت بی‌طرفی و به دور از غرض‌ورزی ،جانبداری و قضاوت شخصی تاریخ را بنویسد.

  مطالب مرتبط با موضوع را در ایبنانیوز بختیاری دنبال کنید:

http://www.ibnanews.ir/vdcb.9bzurhbw0iupr.html

 

ادامه نوشته

نگاه یارمحمد اسدپور به مجموعه نان و نمک میان گیسوان تهمینه

نگاه یارمحمد اسدپور

به «نان و نمک میان گیسوان تهمینه» سریا داودی حموله

اگر گنجشکی بمیرد

گنجشکی دیگر

برایش آواز می خواند

اگر شاعری بمیرد

کدام پرنده

رویاهایش را از باد و باران پس می گیرد؟ص11

مجموعه ی شعر«نان و نمک میان گیسوان تهمینه» سریا داودی حموله را باید چندین بار خواند تا ریشه و باورهای پیچ در پیچ آن را دریافت.هر بخش کتاب وسیله ای است برای شناخت، برای اندیشیدن.برای بردن مخاطب به فراسو. شعرهایی که  ما را به فکر واحساس می کشانند، تا با دنیای ذهنی و عاطفی شاعری شعورمند آشنا شویم که به بوی انسانیت فروغ و به عقل و تدبر پروین اعتصامی نفس می کشد. به یقین اگر جهان به نجابت و انسانیت پیش می رود،صدای شاعر می شود، آنجا که می گوید:

ـ نخستین زنی که دهان بادها را دوخت/ من بودم/تا گم شوم/نه در خودم/در آیینه ای که از تو روشن می شود /ص22...سریا داودی«صفت روشن» را در مقابل «تاریکی» قرار می دهد،و از هر آنچه پلیدی و تاریکی است رویگردان و گریزان می شود:ـ من سریا نیستم/ آفتاب گردانی/که از سایه های خود می گریزد /ص23

 

یارمحمد اسدپور: چاپ در روزنامه آرمان  20/7/92

 

ادامه نوشته

آدرس چند خوانش در مطبوعات

1

خوانش «نان و نمک میان گیسوان تهمینه» توسط یارمحمد اسدپور

روزنامه آرمان   ۲۰/۷/۹۲

http://armandaily.ir/Default.aspx?NPN_Id=433&pageno=9

لینک خبر :  http://armandaily.ir/?News_Id=56042

روزنامه توسعه جنوب10/7/92

http://www.tjdaily.ir/pdf/05.pdf

2

نگاه مجید زمانی اصل  به «من ما بودم با دو فاعل اضافی»در سایت خوانش

در آینه کلماتی دیده ام ؛ که بوی آهِ حوّا می دهند

http://khananews.com/news/7574

 

خوانش های من:

3

خوانش «آستارا تنها بندر بی‌کشتی »داوود ملک زاده

روزنامه آرمان13/7/92

http://armandaily.ir/?NPN_Id=427&pageno=9

 

4

خوانش «جعبه سیاه»عبدالصابر کاکایی

http://farheekhtegan.ir/content/newscategory/22/40/

روزنامه فرهیختگان                 11/7/92

روزنامه آرمان    ۲۲/۷/۹۲

http://armandaily.ir/?NPN_Id=435&pageno=9

سایت مرور:

http://www.morour.ir/index.php/2-uncategorised/712-2013-10-05-16-32-35

 

5

خوانش «گُلال شَوگار» بهرام حاجی پور

 روزنامه اطلاعات      ۲۳/۷/۹۲

http://www.ettelaat.com/new/index.asp?fname=2013\10\10-14\20-30-05.htm&storytitle=المان‌هاي پيدا و پنهان شعر اقليمي

 

 

آسیب شناسی «حماسه  زاگرس»(شرح زندگی اسطوره ای  شیرعلیمردان بختیاری در مبارزه با استبداد): نوشته مصطفی علیزاده گِل سفیدی

جاپ در روزنامه وحدت

و سایت خوانا نیوز            http://khananews.com/news/7611

 

نگاهی  کلی به آثار سریا داودی  حموله:               احمد بیگدلی

احمد بیگدلی:

«کوه ها به چه نگاه می کنند/وقتی من نیستم/ و تو در ساقه گندم خواب رفته ای؟»

در یادداشتی که پیش از این به خاطر شعر شاعری گرانمایه نوشتم بر این نکته تاکید کرده بودم که شعر را نمی شود نقد کرد یا از آن تحلیلی ارائه داد که کاملا بی خطا باشد.سروده های سریا داودی حموله که در پنج دفتر شعری از او منتشر شده،نمونه ای بارز از این گونه سروده های اند که حداقل برای من که با شعر احساسی برخورد می کنم و ناقدِ همه چیز دانی نیستم،می تواند دلایل قطعی باشد بر ناتوانی تحلیل شعر...باور کنید در برابر نمونه هایی که می آورم جز تسلیم محض کاری از دستم برنمی آید.اشکی هم که از گوشه چشمم سرازیر می شود پنهانی است:

ـ عروسک کوری داشتم/که پشت سر تمام مسافران گریه می کرد...از مجموعه«آسمان حرفی از گیسوان لی لی بود»

ـ مادرم سیده ی گل ها بود/به سایه ی هیچ درختی عادت نکرد«همان»

ـ نام خود را به خاطر بسپار/تقویم پر از درختان سیبی است/که شکوفه نمی کنند«همان»

مگر نه این که شعر اصولا نتیجه خلاقیت است؟مگر نه این که شعر تنها اثر ادبی است که  از پیش، پیش از این گفته شود،هیچ مقدمه ای برای «گفتن»اش مهیا نشده است؟پس اگر تمام  اصولی را که داستان نویسان برای مقدمه چینی فراهم می آورند،شاعر به تمامی کنار می زند؛به خاطر تعارض نوشتن و گفتن است.شاعر در لحظه آفرینش ،در پی گفتن است نه نوشتن؛نوشتن ،پس از آن که شعر گفته شد می آید:

ـ زن از بستر کدام رود برخاست/که ماه/میان درختان زیتون مرد؟...از مجموعه«من ما بودم با دو فاعل اضافه»

همه ی شاعران جهان محال است آنچه را که خلق کرده اند،مثل داستان نویسان همه ی دنیا،نخست در پی خلق آدم ها و آن یکی بود و یکی نبود جهان داستانی شان بنشینند و طرح نهایی شعرشان را روی کاغذ بیاورند. نه نمی شود.

جنس شعر اصولا از جنس دیگری است:شورش باد در میان شاخ و برگ درختان همسایه،صدای جاری آب،غلطیدن سنگی بر سنگ دیگر،جای پای کودکی بر شن های ساحل،ناله چوب زیر آفتاب داغ،بارانی که ناگهان بارش خود را آغاز می کند تا در پی آن رنگین کمانی گوشه آسمان بنشاند،یا حتی نام غریبی بر سنگ  مزاری: پیرزا یا مهین بس...این ها بهانه های شعر گفتن اند برای شاعری که می خواهد تفاوت عمده ای داشته باشد با دیگر شاعرانی که با همین کلمات شعر می گویند.سریا داودی حموله،این طور با خروش کنار آمده است:

ـ من بودم/که خستگی از تن دیوارها برداشتم...«همان»

سریا داودی از اولین کتابش«اوفلیا! تو نیستی با گیسوانم حرف می زنم»(1382)تا «نان و نمک میان گیسوان تهمینه» که نشر افراز در سال 1392 چاپ کرده است، خیلی راه آمده است،شاید کمی پرشتاب قدم برداشته که نوید شیراز هم در همین سال «من ما بودم با دو فاعل اضافه»  را به قول نیما،به زیور طبع آراسته،با این همه نمی شود تلاش بی وقفه این شاعره بختیاری را دست کم گرفت.

http://armandaily.ir/?NPN_Id=421&pageno=9

چاپ در روزنامه آرمان                  تاریخ6/6/92

 

ادامه نوشته