خوانشی دیگر از مجموعه شعر نان و نمک میان گیسوان تهمینه

http://armandaily.ir/?NPN_Id=501&pageno=7

چاپ در روزنامه آرمان: چهارشنبه 18 دی ماه

عابدین پاپی

خوانش«نان و نمک میان گیسوان تهمینه»:سریا داودی حموله

«نان و نمک میان گیسوان تهمینه» در سال ۱۳۹۲ توسط انتشارات افراز تهران به زیور چاپ آراسته شده. کتاب شعر با مشخصات ظاهری ۸۸ صفحه در قطع رقعی به چاپ و در اختیار جامعه شعر قرار گرفته است.

شاعر در نامگذاری مجموعه بدنبال بازتولید معانی سنت در قالبی مدرن برآمده و شاید گفت در عنوان مجموعه نوعی "آشنا زدایی" اتفاق افتاده است. از دیگر مفاهیم که به ذهن متبادر می شود، وصنعت واژه گزینی است. چه این که دو واژه ی نان و نمک و گیسوان تصویری ترکیبی است که صداقت و سادگی و دیگر مفاهیم پیش رونده یک زن ایرانی که از عقلانیت و هویتی ساختارمند بهره می جوید را به عنوان الگویی دامنه دار در تاریخ برجسته می کند.

مجموعه از سه بخش تشکیل می شود. در بخش اول شاعر (گور خوانی) را برای اشعارش گزینش می کند و در بخش دوم مجموعه ی خطابه ی هفتم سوفسطا و آخرین بخش مجموعه «نان و نمک میان گیسوان تهمینه» است که عنوان مجموعه شعر شاعر هم به شمار می آید.

گورخوانی که شامل ۲۰ شعر مینی مالیسم (کوتاه گویی) است، شاعر ساختار گراست. نوعی راسیونالیسم (عقل گرایی) شاعر را در فضای کلماتی پیاده می کند که این کلمات از حیث تیپ و معنا با همدیگر سنخیت ندارند، ولی شاعر بدنبال آشتی تضادهاست (پارادکسیکال) که این پارادکسیکال بودن بتواند پیامی سازنده و پرمعنا را به جامعه منتقل نماید. ولی در اغلب اشعارش اگرچه تلنگری در جهت پیدایی زبان بر پیکر آثار می زند؛ اما موفق نیست. لذا شاعر در این بخش نه معناگراست و نه نماد گرا، بلکه ساختار گرایی است با برخی از مؤلفه های صنعت ساختار گرایی. به تعبیری شاعر در این بخش کار کشیدن از واژه ها را با تکنیک لازم اعمال نکرده و کارکرد زبان نیز با کارکرد اندیشه فاصله دارد به جز چند شعر که شاعر موفق نشان داده است:

شعر شماره ۲۰: کوه ها به چه نگاه می کنند / وقتی من نیستم / و تو در ساقه ی گندم خواب رفته ای؟!

ادامه نوشته

نگاه یارمحمد اسدپور به مجموعه نان و نمک میان گیسوان تهمینه

نگاه یارمحمد اسدپور

به «نان و نمک میان گیسوان تهمینه» سریا داودی حموله

اگر گنجشکی بمیرد

گنجشکی دیگر

برایش آواز می خواند

اگر شاعری بمیرد

کدام پرنده

رویاهایش را از باد و باران پس می گیرد؟ص11

مجموعه ی شعر«نان و نمک میان گیسوان تهمینه» سریا داودی حموله را باید چندین بار خواند تا ریشه و باورهای پیچ در پیچ آن را دریافت.هر بخش کتاب وسیله ای است برای شناخت، برای اندیشیدن.برای بردن مخاطب به فراسو. شعرهایی که  ما را به فکر واحساس می کشانند، تا با دنیای ذهنی و عاطفی شاعری شعورمند آشنا شویم که به بوی انسانیت فروغ و به عقل و تدبر پروین اعتصامی نفس می کشد. به یقین اگر جهان به نجابت و انسانیت پیش می رود،صدای شاعر می شود، آنجا که می گوید:

ـ نخستین زنی که دهان بادها را دوخت/ من بودم/تا گم شوم/نه در خودم/در آیینه ای که از تو روشن می شود /ص22...سریا داودی«صفت روشن» را در مقابل «تاریکی» قرار می دهد،و از هر آنچه پلیدی و تاریکی است رویگردان و گریزان می شود:ـ من سریا نیستم/ آفتاب گردانی/که از سایه های خود می گریزد /ص23

 

یارمحمد اسدپور: چاپ در روزنامه آرمان  20/7/92

 

ادامه نوشته

آدرس چند خوانش در مطبوعات

1

خوانش «نان و نمک میان گیسوان تهمینه» توسط یارمحمد اسدپور

روزنامه آرمان   ۲۰/۷/۹۲

http://armandaily.ir/Default.aspx?NPN_Id=433&pageno=9

لینک خبر :  http://armandaily.ir/?News_Id=56042

روزنامه توسعه جنوب10/7/92

http://www.tjdaily.ir/pdf/05.pdf

2

نگاه مجید زمانی اصل  به «من ما بودم با دو فاعل اضافی»در سایت خوانش

در آینه کلماتی دیده ام ؛ که بوی آهِ حوّا می دهند

http://khananews.com/news/7574

 

خوانش های من:

3

خوانش «آستارا تنها بندر بی‌کشتی »داوود ملک زاده

روزنامه آرمان13/7/92

http://armandaily.ir/?NPN_Id=427&pageno=9

 

4

خوانش «جعبه سیاه»عبدالصابر کاکایی

http://farheekhtegan.ir/content/newscategory/22/40/

روزنامه فرهیختگان                 11/7/92

روزنامه آرمان    ۲۲/۷/۹۲

http://armandaily.ir/?NPN_Id=435&pageno=9

سایت مرور:

http://www.morour.ir/index.php/2-uncategorised/712-2013-10-05-16-32-35

 

5

خوانش «گُلال شَوگار» بهرام حاجی پور

 روزنامه اطلاعات      ۲۳/۷/۹۲

http://www.ettelaat.com/new/index.asp?fname=2013\10\10-14\20-30-05.htm&storytitle=المان‌هاي پيدا و پنهان شعر اقليمي

 

 

آسیب شناسی «حماسه  زاگرس»(شرح زندگی اسطوره ای  شیرعلیمردان بختیاری در مبارزه با استبداد): نوشته مصطفی علیزاده گِل سفیدی

جاپ در روزنامه وحدت

و سایت خوانا نیوز            http://khananews.com/news/7611

 

نگاهی  کلی به آثار سریا داودی  حموله:               احمد بیگدلی

احمد بیگدلی:

«کوه ها به چه نگاه می کنند/وقتی من نیستم/ و تو در ساقه گندم خواب رفته ای؟»

در یادداشتی که پیش از این به خاطر شعر شاعری گرانمایه نوشتم بر این نکته تاکید کرده بودم که شعر را نمی شود نقد کرد یا از آن تحلیلی ارائه داد که کاملا بی خطا باشد.سروده های سریا داودی حموله که در پنج دفتر شعری از او منتشر شده،نمونه ای بارز از این گونه سروده های اند که حداقل برای من که با شعر احساسی برخورد می کنم و ناقدِ همه چیز دانی نیستم،می تواند دلایل قطعی باشد بر ناتوانی تحلیل شعر...باور کنید در برابر نمونه هایی که می آورم جز تسلیم محض کاری از دستم برنمی آید.اشکی هم که از گوشه چشمم سرازیر می شود پنهانی است:

ـ عروسک کوری داشتم/که پشت سر تمام مسافران گریه می کرد...از مجموعه«آسمان حرفی از گیسوان لی لی بود»

ـ مادرم سیده ی گل ها بود/به سایه ی هیچ درختی عادت نکرد«همان»

ـ نام خود را به خاطر بسپار/تقویم پر از درختان سیبی است/که شکوفه نمی کنند«همان»

مگر نه این که شعر اصولا نتیجه خلاقیت است؟مگر نه این که شعر تنها اثر ادبی است که  از پیش، پیش از این گفته شود،هیچ مقدمه ای برای «گفتن»اش مهیا نشده است؟پس اگر تمام  اصولی را که داستان نویسان برای مقدمه چینی فراهم می آورند،شاعر به تمامی کنار می زند؛به خاطر تعارض نوشتن و گفتن است.شاعر در لحظه آفرینش ،در پی گفتن است نه نوشتن؛نوشتن ،پس از آن که شعر گفته شد می آید:

ـ زن از بستر کدام رود برخاست/که ماه/میان درختان زیتون مرد؟...از مجموعه«من ما بودم با دو فاعل اضافه»

همه ی شاعران جهان محال است آنچه را که خلق کرده اند،مثل داستان نویسان همه ی دنیا،نخست در پی خلق آدم ها و آن یکی بود و یکی نبود جهان داستانی شان بنشینند و طرح نهایی شعرشان را روی کاغذ بیاورند. نه نمی شود.

جنس شعر اصولا از جنس دیگری است:شورش باد در میان شاخ و برگ درختان همسایه،صدای جاری آب،غلطیدن سنگی بر سنگ دیگر،جای پای کودکی بر شن های ساحل،ناله چوب زیر آفتاب داغ،بارانی که ناگهان بارش خود را آغاز می کند تا در پی آن رنگین کمانی گوشه آسمان بنشاند،یا حتی نام غریبی بر سنگ  مزاری: پیرزا یا مهین بس...این ها بهانه های شعر گفتن اند برای شاعری که می خواهد تفاوت عمده ای داشته باشد با دیگر شاعرانی که با همین کلمات شعر می گویند.سریا داودی حموله،این طور با خروش کنار آمده است:

ـ من بودم/که خستگی از تن دیوارها برداشتم...«همان»

سریا داودی از اولین کتابش«اوفلیا! تو نیستی با گیسوانم حرف می زنم»(1382)تا «نان و نمک میان گیسوان تهمینه» که نشر افراز در سال 1392 چاپ کرده است، خیلی راه آمده است،شاید کمی پرشتاب قدم برداشته که نوید شیراز هم در همین سال «من ما بودم با دو فاعل اضافه»  را به قول نیما،به زیور طبع آراسته،با این همه نمی شود تلاش بی وقفه این شاعره بختیاری را دست کم گرفت.

http://armandaily.ir/?NPN_Id=421&pageno=9

چاپ در روزنامه آرمان                  تاریخ6/6/92

 

ادامه نوشته

نگاه فرهاد کریمی  بر مجموعه« من ما بودم با دو فاعل اضافه »

 

 نگاه فرهاد کریمی

بر  مجموعه «من ما بودم با دو فاعل اضافه»

هر شاعری نگاه خاص خودش را دارد و برای بیان ایده آل هایش از استراتژی مخصوص خود استفاده می کند. تغییر در این استراتژی می تواند بیانگر تغییر در تفکر و ایده آل های شاعر باشد. مجموعه ی (( من ما بودم با دو فاعل اضافه )) مجموعه ی شعر خانم سریا داودی است که خودش در نقد و بررسی شعر علم و مهارت خاصی دارد. این مجموعه به تازگی توسط انتشارت نوید شبراز منتشر شده است.

صداقت کلمات و واژه ها اولین ویژگی شعرهای مجموعه ی (( من ما بودم با دو فاعل اضافه )) بوده و روایی بودن شگردی است که شاعر از آن برای مفهوم سازی بهره می گیرد. در شعرهایی که روندی روایتی دارند، ایجاد عمق در شعر نیاز به مهارت و توانایی شاعر دارد. عمقی که می‌تواند نوعی  تفاوت برای شعر یک شاعر به شعر شاعران روایت پرداز باشد.

 ـ هر برگی درد دارد/ درد/ وارونه ی زنی ست/ که از سنگ و صخره/ استعاره گرفت/ اما در هیچ آیینه ای خوشبخت نشد!/ ص 18

ادامه نوشته

چند مطلب از من در مطبوعات

 

نگاه فرهاد کریمی به مجموعه« من ما بودم با دو فاعل اضافه» در روزنامه آرمان

http://armandaily.ir/?NPN_Id=367&pageno=9

  روزنامه ی آرمان چهارشنبه ۲/۵/۹۲

 

خوانش من ما بودم با دو فاعل اضافی در روزنامه آرمان

لینک خبر :  http://armandaily.ir/?News_Id=50104

27/5/92

مصاحبه  محسن مرادی  با من  در روزنامه وحدت و سایت خوانانیوز:

http://khananews.com/news/7041

 

 نقد  «نان  ونمک  میان گیسوان تهمینه» در نشریه بیرمی:

http://www.btnews.ir/1392/04/31/

 

نگاه به پرونده شعری من در روزنامه اطلاعات:

http://www.ettelaat.com/new/index.asp?fname=2013\07\07-22\20-42-55.htm&storytitle=شاعري با پنج كتاب شعر

 

نقد نان و نمک در سایت تخصصی شعرانه

 http://sherane.com/component/content/category/89-naghd.html

 

 عاشقانه‌های قوم بختیاری در ساز-آوازهای علاءالدین

http://zagrosian.com/view/4/

 

 

 

  نگاهی به مجموعه  نان ونمک میان گیسوان تهمینه

                                       نان و نمک میان گیسوان تهمینه  /سریا داودی حموله -1392

نشر افراز مجموعه شعر

نگاهی امروزی در دیروز /اکبری شروه

 مجموعه  نان ونمک میان گیسوان تهمینه  سریا داودی حموله در چند زخمه نواخته می شود که می توان بعضن قبول کرد ارتباط ارگانیک معنایی با همدیگر دارند. اما همانگونه که می دانید محتوا می تواند مکانیزم پیچیده ای باشد از رفتار کلمه در متن که موجب حرکت ذهن مخاطب می شود که به آن معنا نیز می توانیم گفت .و همین محتوا باز در برخورد با حرکت  زبان شکل می گیرد.

حال از مدل های محتوایی در این مجموعه به وفور می توان یاد کرد مانند معنای واضع-معنای مبهم و چند گانگی ذهنی که مخاطب را به واکنش وا می دارد:

ـ نخستین زنی که دهان باد ها را دوخت/من بودم/تاگم شوم/نه در خودم/در آیینه ای که از تو روشن می شود ص32

ـ من هیچ گاه به زمین دروغ نگفتم/نخواسته ام دختران بنفشه/در محاصره بمانند/باد باد ها مچ انداختم/تا دست در حنای کلمات بخوابانم !ص69

ادامه نوشته

خوانش مجموعه  شعر «نان و نمک میان گیسوان تهمینه» سریا داودی حموله

 

                          « پايان دنيا غولي کم حوصله نشسته است»

 سریا داودی حموله  بعد از چاپ  اوفلیا تو نیستی با گیسوانم حرف می زنم(82)،آسمان حرفی از گیسوان لی لی بود(85)،از عصای شکسته نیچه تا عصر مچاله لورکا(90)اقدام به چاپ همزمان « من ما بودم با دو فاعل اضافی»(نشر نوید شیراز92) و «نان و نمک میان گیسوان تهمینه»(نشر افراز 92) کرده است.

سریا نقد و مقالات متعددی پيرامون ادبیات می نویسد که نشان دهنده ی ذهنیت جدی و کاربلد وی می باشد که البته کار را برای ارزیابی آثارش مشکل می کند و در این مورد باید دست به عصا گرفت.گرچه او در این سال ها به دلیل نقد هایش کانون توجه قرار گرفته و مانند هر شاعر و منتقدی به محورهای مختلف زیباشناختیدست یافته است.

 کتاب شعر«نان و نمک میان گیسوان تهمینه»حاوی گزاره های انتقادی و اجتماعی است.شاعر با حس آمیزی  های ادبی شعر را خواندنی و پویا کرده است.گاهی بعضی شعرهای سریا زیباشناسی نامتعارف دارند، اما زبان به سمت تصویرگرایی  رفته است.سریا  شاعری  انتقادی که در شعرهای غنایی اش هم گریزی به اجتماع می زند، با طرح مسائل عمومی هم چون عشق،مرگ،تولد،جنگ، اسطوره،افسانه و نوستالژیک سرایی سعی در ماندگاری ذهنیت شعریش دارد.

شعرهای کوتاه که به عادت مالوف آخر کتاب می آورد دارای تعادل معنایی هستند، در این فرآیند ساختاری به توصیف  عقاید و ایده های اجتماعی و انتقادیش می پردازد؛وی برای گفتارش بهانه لازم ندارد،زیرا طبیعت و فضای اطرافش پر از بهانه های جور واجور است. تصاویری که  از ذهنیت تغزلی شاعر نشات گرفته و با توصیف های دیداری عین و ذهن را شکل می دهد:

ـ هر پرنده ای که می خواند/نام ما را/زخمی می کند ص71

ـ خرده مگیر بر این ماه گندمگون/سهم بادها/آسیاب های فرسوده است ص84

ـمن اگر تو بودم/گم می شدم/تا تو را بیابم ص87

ـاگر تو نبودی/ماه/آسمان را به گندمی فروخته بود ص 87

نیما یوشیج می گوید:(کسی که شعر می گوید به کلمات خدمت می کند) و سریا با خلق تصاویر تازه و بدیع به کلمات جان و روحی دوباره می بخشد. شعرها آکنده از تجربه های عینی که با درون مایه های تغزلی و حماسی نوشته شده اند. این دفتر از نظر روایتی و ثبت تصاویر چارچوبی سازمان یافته دارد، ساختار زبانی و موقعیت های روایتی و طنز آشکار و نهان حاکی از ذهن اسطوره مند شاعر می باشد.

خلاقیت سریا در خلق معناهای بدیع است، شعرها از زاویه و ذهنیتی جهان مند روایت می شوند؛او به کشف جهانی می پردازد که قبلا  با ذهنیت  حماسی فردوسی  توصیف شده است. سریا در «نان و نمک میان گیسوان تهمینه» طرحی  نو در انداخته است،گاه با فردوسی شاخ به شاخ  می شود، سربه سرش می گذارد که طبق خلاف عادت به خلاقیت در متن می رسد؛اگر چه با احتیاط سعی می کند از مطلق نگری صرف فاصله بگیرد،وی بر لبه ی تیغ طنز راه می رود و همسو یا غیر همسو با مضاميني اجتماعي به روايت های متضاد می پردازد،سریا به جاي روايت های تاريخی، طنز ساختاري و  بنيادي را نشانه می رود.

خلاقیت سریا در«نان و نمک میان گیسوان تهمینه» رویکردی زمانی و مکانی دارد،البته فاصله زبانی سریا از زمان کتاب « اوفلیا تو نیستی با گیسوانم حرف می زنم» به خوبی قابل مشاهده است. شعرها از جنبه هاي مختلف  اجتماعی تامل برانگیز می باشد:

ـ پايان دنيا غولي کم حوصله نشسته است/تهمينه هاي اين شعر را به خاطر بسپار/تا رستم چشم بچرخاند/اين آسياب بي آب را باد برده است!ص 40  (شعر رستم ترین تهمینه)

در «نان و نمک میان گیسوان تهمینه»سریا شاهنامه این اثر سترگ  جهانی را دست مایه اشعار خود قرار داده است و روح تراژدی را در فرم جدید شعر  بیان کرده است؛ در این آفرینندگی  زبان پدیده ای هستی مند دارد،وی نشان داده دنبال کسب تجربه های فردی است؛این مجموعه به لحاظ فرم و شکل  سیر صعودی  را طی می کند، شاید مشخصه اصلی شعر سریا تنوع معنایی، کشف لایه های ساختاری و  معانی انتزاعی باشد.شاعر قابلیت های  زبان فارسی را می شناسد و از تجربه های زیستی اش  می گوید و با ثبت لحظه های هستی مند این جهانی  به مرگ  اسطوره ها راه می برد. مرگی تلخ سراسر کتاب را فراگرفته است.بافت های حماسی و تاریخی ناخودآگاه خواننده را به تفکر وامی دارند،آن چنان که  این خلاقیت در مجموعه شعر کلیتی  همه گیر دارد. شاعر با دغدغه  های زبانی  به کلمات ابعاد ساختاری می دهد و  این  تداعی و ترفندها جزء ذات شعرش محسوب می شوند.سریا هم به ابعاد معنایی شعر توجه جدی تری می کند و هم به ابهامی که در سطح شعرها گسترده تر است.مراعات نظیر بین فرنگیس و سیاوش  در شاهنامه  و گیاه سیاوشی که با آن حنابندان می کنند، از بس که در ذهن فردوسی این داغ از نظر انسانی عمیق است.با این ساختارسازی نقب جدیدی بین متن شاهنامه و شعر امروز زده است:

ـ تنها ساقه ي بهار در دست هاماند و/پوشال هاي زرد/سهم ما از اين چراغ كهنه نفرين باد بود ؟/آن شهريار مرده

از مرگ هاي ما مي پرسد/و نمي داندگور ما پر از خواب هاي گندم ست/نه خطوط اتهام از یاد خواهد رفت/نه دروغ های زمین/....الفاظ گرسنه برمی گردند/و ورود عشق به تقویم ممنوع می شود/ماه را بر شانه مگذار

تا فرنگيس  گيسو به سياووشان حنا كند!ص 41 (شعر فرنگیس  در انحنا)

 

سریا با ترکیب سازی های تغزلی و حماسی فضای رمانتیک و  مضامین اجتماعی  را برجسته تر  میکند. زبانی ملموس و قابل دریافت که از منظر  فضا سازی  و حرکت های زبانی  تعریف های متعدد می طلبد و از زاویه های مختلف می توان به شرح و تحلیل  مجموعه پرداخت. این باز آفرینی ها بر گرفته  روایت های معطوف به  حماسه و تاریخی پر افتخار گذشته می باشند،این چنین که وجه غالب تصاویر شعر را  با معناهای متکثر مواجه کرده است. شاعر در  توصیف گرایی هم حدود و اختیارات  شعری را نشانه رفته است. کارکردهای زبان در انتقال مفاهیم از اساسی ترین برخورد شعری می باشد. شعرهایی که گاه مثل شاهنامه به طور ضمنی با اغراق  همراه هستند، با مرجع ضمیرهایی که به من و  ما برمی گردند.  تصاویر معنایی در این خصوص با زبانی توانمند و پر صلابت  طرح شده اند، عظمت کلام شاعر در افتراق و اشتراکات زبانی بین دیروز و امروز در نوسان  می باشد:

ـشب نخوابي ماه و/آن حروف سهراب كش/كدام سرنا مي تواند/اندوه ز شانه ام بردارد ؟/آنچه من می بینم

اگر به خواب تو بیاید/هفت پرده ی ماهور را خواهی درید! ص 45(شعر سمفونی گرد آفرید)

آندره ژید عقیده دارد که« شعر خوب، شعری است که جنون دیکته کند و عقل بنویسد» و شعر سریا ترسیم کننده  این دنیا عقلانی است و به تعبیری هجرت به افسانه  و اسطوره های دست نخورده ی حقیقی است.زبان شعرش حاکی تصاویری است که به  روایت زبانی منجر می شود و در اشعار بُعد تصاویر زبانی برجسته تر است، محرک ساختارهای معنایی به فرم‌گرایی منجرمی شود.از لحاظ بُعد زیباشناختی زبان سوژه ای مهم و شکل محسوس شعرها دچار بن بست معنايي و اختلالی نشده است.در این فراز و فرودها واژه هایی به کار می می شود که نشات از حس درونی و پختگی زبان شاعر دارد. ترکیب های کلامی نشان می دهد که شاعر  دنبال مفاهیم تازه است،  ضد فرم و تکنیک مالوف رفتار نمی کند و در شعرش قانونمند است. سریا با درایت از شبیه نویسی های رایج  فاصله می گیرد و در یافت های خود را از جهان هستی  در همجواری با طبیعت نشان می دهد.

 فاصله بین بندها نشان از ذهنیت سیال دارند؛ شاعر با رمانتسم انتقادی سعی در برجسته سازی تصاویر دارد. پوشش های معنایی متن نشان از ذهنیت معناگراست . با بررسی شعرها می توان نتیجه گرفت که سریا اهل خطر کردن است؛ رابطه بین کلمات و عادات زدایی های محسوس ارجاعی به زبان شعر دارند.این رویکرد بیانی با کلی گویی  و المان های اجتماعی - انتقادی هماهنگ  می باشد. آن چنان که ساختار  بافت روایتی را عینی جلوه می دهد و در این  تقابل ها مخاطب مجذوب محتوایی شعر می شود:

ـ اگر گنجشکی بمیرد/گنجشکی دیگر/برایش اواز می خواند/اگر  شاعری بمیرد/کدام پرنده/راواها را از باد و باران پس می گیرد؟! ص11(شعر5 گور خوانی)

اصلی ترین شاخصه شعر سریا روایت های تصویری است. شاعر نه معنا گریز است نه ساختارشکن،بلکه بیشتر با ناخودآگاهی شعر را  مضمون می دهد. تصاویر نمودی شهودی دارند،وی دغدغه مولفه ها را ندارد بلکه زبانش تند و گزنده است. ساختار روان شعر با ماهیتی موسیقیایی همتراز هم هستند اما با خواندن های متفاوت و زاویه دید مختلف  معیارها و میزان  کلمه تغییر  می کند، روئین تنی در مرگ اسطوره ها  را با عبارت های جدیدی  بازتاب می دهد. زیرا به لایه های مختلف شعری نظر دارد.لحن و نگاهی مرگ اندیشانه  و طنز معنای گسترده  تری دارد. این نقش مندی در ذهن شاعر زیر ساختی انتقادی دارد.او آفریننده تصاویر زبانی و کشف فضاهارا  با گزاره های قابل  هضم می سنجد و  با یک چرخش دیگر تصاویر زبانی را گسترش می دهد و این انعطاف زبانی  جستجویی در راستای  المان های ساختاری است:

 ـ با کدام یک از نام های تو /خود را معرفی کنم/با چشمان مورب کلاغ/یا نگاتیو تازه ی  خودم؟/من معاصر مردانی بودم/که با هر روایتی/مش  غول مردن اند/...بعضی ضمایر من گم اند /اگر می توانستم/چند قرن به عقب برگردم/به جای بردن  شایعه های اسکندر/به مقدونیه/لام های تاریخ را/مانند شمشیر فاتحی به چپ می چرخاندم/حالا مثل دیده بان گورهای تهی/گره ای به زمین می زنم/و میخی به رویاها/به هیس های ارغوانی دنیا می رسم/و دردهای مذاب زنی/کز جنوب آمده بود... ص 44(شعر سمفونی گرد آفرید)

ناهید موسوی(کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی)

 

ادامه نوشته

انتشار دو کتاب از سریا داودی

 

طرح کتاب سریا 

 نان ونمک میان گیسوان تهمینه(نشر افرازسال 92)

 1

هر پرنده ای که می خواند

نام ما را

 زخمی  میکند!

2

من اگر تو بودم

گم می شدم

تا تو را بیابم!

 

من ما بودم با دو فاعل اضافی(نشر نوید شیراز سال92)

 

 

من ما

 

اخطلاف

 

خود را به روی هرچه تویی قفل کرده ام

 

بعد از میم آخر تنها

زرد پروانه ای شدم

بر گوش باد

تا سه چهارم فردی باشم

که همیشه مفعول است

نیمه ی خالی ام

حجرالاسودی ست

در نیمه ی دیگر

 

مرا تحویل خودم بدهید

دارم می ترسم

از زنانی که در آیینه تفتیش می شوند!

 

 

 

 

سه کتاب شعر سریا

ادامه نوشته