تحلیل گیسوان لی لی

                                                      

 

یادداشتی بر مجموعه شعر ثریا داودی حموله /آسمان حرفی از گیسوان لی لی بود

 

پیام کدام دهان است

نیلوفری

که در آواز گنجشکان می میرد

کوچه ها پیر شده اند

و پرندگان

سطرهای عاشقانه را هاشور می زنند...

ادامه نوشته

بازخوانی  و نقدهای «آسمان حرفی از گیسوان لی لی بود»

 

  

«گیسو سرائی سریا»                ناهید موسوی

خوانشی از«آسمان حرفی از گیسوان لی لی بود»

-آیا هنوز ثریا را با سین می نویسی

و کلاغ ها به صفرهای کتک خورده ات منقار می زنند؟13

 

سریا در « اوفلیا تو نیستی با گیسوانم حرف می زنم» و سریا در «آسمان حرفی از گیسوان لی لی بود» و سریا در «نا ن و نمک میان گیسوان تهمینه» و سریا در «گیسوان......» با ذهن و زبان نو آمده است که از لحاظ معنا و مفهوم و ساختار مورد توجه است؛ زیرا  زبان شعری او ثابت  و لی محتوا و ماهیت شعرش متغیر می باشد. منظورسریا  از آوردن گیسو چیست؟کی  دست از گیسو سرائی بر می دارد؟  چرا این همه گیسو سرائی می کند.او در  یکی از مصاحبه هایش گفته است: « ....وقتی بعد از مدتها  دور از خانه برگشتم؛  گیسوان خواهرم سوزان بلندتر از قدش شده بود و این منظره مرا میخکوب چارچوب در کرد و زبانم بند آمد واین تصویر شکوهمند آن چنان در من رشد کرد و بالید که در تمام کارهایم انعکاس پیدا کرده است.»زبان «آسمان حرفی از  گیسوان لی لی بود...» روایت گونه  و تصویری و از رئالیسم و زندگی روزمره  نشات می گیرد. سریا  دغدغه های ذهنی اش را به شعر در آورده است.با فضا و لحن یک دست و و صداقتی که در کلمات و شعر او جریان دارند:

-تو یک فعل ساده بودی/که با نام های من/ خواب های کوه را آشفته می کردی/ تو فقط تو بودی ص 20

باید حرفی روشن کنم/به سطر آخر جوانی/ برای عشق ضد زنگ بخرم ص 23

-باز هم خواب های من پر از گیومه های دلتنگی است ص 71

ادامه نوشته

نگاهی به«آسمان حرفی از گیسوان لی لی بود»

نگاهی به«آسمان حرفی از گیسوان لی لی بود» ثریا داودی حموله

 

احمد رضا غفاری

 

 

دختر آینه بردوش

تو شبیه گیاهی هستی

که در تاریکی پوست می اندازد

اگر حرفی از عمر باقی ماند

آسمانی بیاور

 تا غصه های رنگی را در ته آبگیری پنهان کنیم

اگر هنر حاصل تعامل و تقابل ،میان ذهن هنرمند و جامعه باشد ،یک اثر هنری سوای از روح تجریدی و انتزاعی اش که ویژگی بارز هر اثر هنری است تبدیل به نوعی گفت و گوی انتقادی در برابر دیگر پارادیم در غالب فرهنگی خواهد شد ،این گفت و گو در صورتی تداوم می یابد که اثر هنری بتواند از نظرفرم و ساختار و محتوا نسبت به جریان های غالب هنری فرا روی کند .

ادامه نوشته

گزاره های من و تو

 

 

 

گزاره هاي ماه و شبانه هاي من و تو و لي لي فلسفه

 

1

از فا فلسفه

تا لام لي لي

يك حرف مانده ست

سپيد در سكوت

2

ما مانديم و

كنايه هاي باد

دگر چه اهميتي دارد

بر شانه هاي باد بميريم

يا شانه هاي ماه؟

3

از آن زخم كهنه

حرفي مانده به تاريكي

روي شاخسار كدام حرف فلسفه نشسته بوديم؟

 

4

ديوارها بلندند

افاعيل نام ما كوتاه

لي لي سر سنگين!

ما ادامه ي آواز هاي فلسفه ايم

در دوشنبه هاي تقويم مي سوزيم

5

حرفي بوديم

در دهان سپيد دار

زير پاي بادها مانديم

تا سقراط

براي ترس هامان چراغ بردارد

ادامه نوشته