نگاهی به مجموعه نان ونمک میان گیسوان تهمینه
نشر افراز –مجموعه شعر
نگاهی امروزی در دیروز /اکبری شروه
مجموعه نان ونمک میان گیسوان تهمینه سریا داودی حموله در چند زخمه نواخته می شود که می توان بعضن قبول کرد ارتباط ارگانیک معنایی با همدیگر دارند. اما همانگونه که می دانید محتوا می تواند مکانیزم پیچیده ای باشد از رفتار کلمه در متن که موجب حرکت ذهن مخاطب می شود که به آن معنا نیز می توانیم گفت .و همین محتوا باز در برخورد با حرکت زبان شکل می گیرد.
حال از مدل های محتوایی در این مجموعه به وفور می توان یاد کرد مانند معنای واضع-معنای مبهم و چند گانگی ذهنی که مخاطب را به واکنش وا می دارد:
ـ نخستین زنی که دهان باد ها را دوخت/من بودم/تاگم شوم/نه در خودم/در آیینه ای که از تو روشن می شود ص32
ـ من هیچ گاه به زمین دروغ نگفتم/نخواسته ام دختران بنفشه/در محاصره بمانند/باد باد ها مچ انداختم/تا دست در حنای کلمات بخوابانم !ص69
ساخت محتوایی گونه ای دیگر می باشد که در این مجموعه می توان به شکل هایی از آن اشاره داشت .مثلن در بیان مکانیزم های بیانی مجموعه ساختار محتوایی تجربه شده است که مدلی روایی از یک جریان کهن می باشد:
دوباره آیینه به دست باد داده ای/تا رمل کتابهای کهنه را بخوانی/تا دهان ابری کیکاووس باز شود/نقل زال زادگان/صد شاهنامه شده ست ص 37
(یا شعر فرنگیس در انحنا صفحه 41 کتاب )
من در خوانش این شعر ها شاهد تنوعی در بیان شده ام .زیرا سریا در کارهایش بر ساخت و محتوا تاکید دارد .نقش زندگی روزمره و تاکید بر مجاز و استعاره و حذف وزن کناری و ایجاد وزن درونی شعر از کمالات شاعرانه این شاعر بختیاری است.
واما وجه اشتراک شعری در نان و نمک میان گیسوان تهمینه :در قرائت شعر های مجموعه در خوانش متوجه یک پس زمینه نظری برای یافتن معنا در متن شعر ها سیالیت دارد .مثلن در این پار ها از شعر های مجموعه :
اسبان بی سوار/به اندوه جهان بر می گردند/آیا سهم تو از مادیان تاریخ/دوباره یک شیهه خواهد بود ؟ (ص-52)
-شب نخوابی ماه و/آن حروف سهراب کش/کدام سرنا می تواند/اندوه ز شانه ام بر دارد ؟ (ص-45)
موضوع دیگر فهم معنایی اعمال شده در شعر است .من نگاه این شاعره را در این مجموعه فرمالیستی چند وجهی می دانم که گاهن تاریخی روایی می باشد که شکل و تجلی یافته و در این مجموعه اساس به حساب می آید . زیرا راهبرد شاعره به محتوا شیوه ای متفاوتی را در پیش گرفته و تاکید بر عوامل برون متنی دارد . که همانا تاثیر شعر بر خواننده از این عوامل جان می گیرد . از این گذشته تاثیر شعر ها بر خواننده شیوه ای ذهنی دارند .همین که شعر ها توانسته اند مرا به متن ارجاع داده تا ساختار ی عینی و همگون را با واژگان مجموعه را موشکافانه برای خودم تحلیل کنم شاهدی براین ادعا نیست ؟ تا بتوانم به مغز معنایی کار ها برسم . البته این جمله را هم اضافه کنم که شکل و محتوا دو روی سکه در کا رهای سریا داودی می باشند .
ـ در آغاز تو بودی/و کلاغ بی مقصدی/که با یک قار قار عجیب/دنیا را بیدار نگه داشت/یک دهان و این همه حوا
باد برهنه بود و/ماه برهنه/کاش چشم فرشتگان را می شستیم/هرچه بود /مستی بعد از گندم/مجهولی از همین معادله بود ! (ص-25)
موضوع دیگر مبحث تلاقی وتنش هماهنگ شده در این مجموعه است که به کلیتی نظم پذیر می رسد.
الیوت شاعر مطلبی دارد که می گوید :وقتی ذهن شاعر را از همه قابلیت های لازم برای تصنیف شعر بر خوردار می شود دائما تجربیات ناهمگون را در هم ادغام می کند . تجربیات انسان معمولی صبغه ای آشفته و نا منظم واز هم گسیخته دارند . حال همه می دانیم آنچه وا قعیت را از باز آفرینی واقعیت در ادبیات تمایز می دهد همین نقش تنش و تباین است و این ابتکاری است که در شعر ها به انسجام و هم پیوستگی دنیایی منجر می شود که شاعر به آنان از راه تخیل شکل می بخشد .
و آخر این که داودی در کار هایش ما را متوجه محتوا ، رخداد درونی ، بیرونی و واقعیتی عینی می کند . ودر زبان معیار ش در وجه غالب خود ، ما متوجه پیام و برقراری ارتباطی ماهرانه دعوت می کند . به قول " یاکوبسن : پیام و نقش ارتباطی زبان در " پیش زمینه " قرار میگیرد و اما گاهی ، در متن ادبی ( شعر ، نثر ) زبان ، خواننده و شنونده را به " خود ِ زبان " برمی انگیزد ؛ خود را مطرح می کند و می گوید : در جاذبه های من نظر کن .
حمید رضا اکبری شروه -1392-بوشهر
سریا داودی حموله