گفتگو با سایت مرور
گفتگو سایت مرور با سریاداودی حموله:
http://www.morur.ir/article.aspx?id=1541
|
بیوگرافی ........ |
1-شاخص ها ی شعر زنان معاصر نسبت به شاعران دو دهه قبل چگونه است؟من بر این باورم زنان قبلا آینده شان را پشت سر گذاشته اند!! حضور امروزشان درجامعه مردمحور غیرقابل انکار است؛ شارلوت ویتون نویسنده ی انگلیسی می گوید: «هرکاری زن ها انجام می دهند باید دو برابر تر از آن باشد که مردها انجام می دهند تابه اندازه نصف کار انجام شده توسط مردها مورد قبول قرار گیرد» ...با این حال من معتقدم زنان در برجسته سازی های مضمون و محتوایی ،ساختاری و فرمیک در آثارشان به نتایج قابل قبولی رسیده اند.
2-آیا زنانگی مربوط به بسامد برخی از کلمات خاص در شعر زنان میباشد ؟
نه همیشه این طور نیست، هیچ شاعری تحت تاثیر خودش نیست!.... اما من نوعی استقلال ذهنی در مضمون ،فرم و طرح بعضی شعرها می بینم که بدون اغراق درهیچ کجا تکرار شدنی نیست ولی چون روی این ایده ها مانور داده نمی شودو یا نقد و خوانشی نوشته نمی شود به دست فراموشی سپرده می شود...البته دراین روشنایی رنگ پریده گاهی دورنماهایی ترسیم می شود.... با ظرفیت های پیدا و پنهان ادبی ، مولفه های شعری و جزییات عینی و ذهنی ، فضای و مفاهیم انتزاعی و موتیف ها...که حاصل آشفتگی های ذهنی وخودانگیختگی اجتماعی توام با اغراق وپیچیدگی تکنیکی است.
3-چقدر تفاوت می بینید بین شعر دهه اکنون با گذشته ؟
حدود چهار قرن ازمدرن و مدرنیزه گذشته و در جامعه ی ما صورت بندی های مدرنیته هنوز نتوانسته به جز ذکر سنت چیزی ارائه دهد.از ساختار مدرن در عصر مدرنیته مفهومی غیر از ذهنیت ما دارند ...عوامل اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی در تحولات و شکل گیری فرم و مضامین شعری موثرند...دوره ی مشروطیت و دوره ی پهلوی واز دهه ی شصت تا کنون...در دوره مشروطیت شرایط اجتماعی رونق گرفت و دوره پهلوی اوج شعر به کمک کتب ترجمه شده و آشنای با سبک و تئوری های مختلف جهان ادبیات...دهه ی شصت دوره اقتباس و تقلید و دهه ی هفتاد اوج شعر مدرن و تغییرات فرم و مضمون ...دهه ی هشتاد شعر فیگاراتیو و فرمیک است. چند آوایی و چند زبانی و پلی فونیک را عده ای تئوریسین ها به عنوان یکی از مولفه های شعری مطرح کردند که ریشه در تحولات زبانی وتحولات اجتماعی دارد. شاعران در این دوره بیشتر ذهنیت تئوریک دارند و ادعای چندصدایی به این شکلی که ما می بینیم تیرآهن لای چرخ زبان و این تناقص های تهی ازمعنا به شکل رادیکال و زبان تصویر گرایی است. زنان با مولفه های به روز نحوه یبیانشان تغییر کرده است... البته در دهه هشتاد شعر جریان ساز یا به نوعی شاعر جریان ساز!! نداشته ایم و هر چه هست ادعاهای بیشکلی ست که بر ساختار ادبی استوار نیست... به حتم خیلی ها به ناتوانی ادبی خود اذعان ندارند! ولی شعر دهه ی هفتاد نتیجه ی ذهنیت و تجربه عواملی اجتماعی،فرهنگی، سیاسی ، اقتصادی و جامعه شناختی است.
-4شعر خوزستان را چگونه می بینید ؟ودارای چه مولفه هایی است؟ازگذشته تا حال زنگ ادبیات کشور همیشه از جنوب زده میشد...گروتسک و طنز را به عنوان کاراکتری مطایبه آمیز به کار می برند ؛ گاهی بامولفه ی عقلانیت مدرن ذهن مخاطب را درگیر می کنند، نوعی فورگراندینگ و عدول از زبان هنجار، برجسته سازی معنایی، هنجار گریزی آوایی در محوریت نحوی، تکثر گرایی و چندصدایی با ارجاعات بینا متنی.... ولی متاسفانه در جنوب گاهی صداها به حاشیه رانده می شوند... زیرا ایده و نظریه ها یا بدون مطالعه است و یا یک سری تنگ نظری ها اجازه حرکتهای ذهنی را از افراد مستعد سلب می کند!گرچه من این روزها شعرهای خوبی از شاعران جنوب خوانده ام!
-5پست مدرن در شعر اکنون چه منظری دارد ؟جهانی شدن در کشور ما دارای ابهاماتی است. پیامد و چالش های جهانی منجر به تناقض های ذهنی همه گیر شد. پدیده ای که از مابعدهای(ادبی،تاریخی،تجدد گرایی،صنعتی شدن) به سرعت گذشته است. ادبیات پست مدرن زاده ی نظام سرمایه داری است؛ که در آن هربی معنایی به معنای گریزی توجیه می شود و.ادبیات غرق در مصرف گرایی است. بنا بهگزاره ای از فرانسیس بیکن که «ذهن انسانی شبیه آن آینه های ناهمواری است که اشیاءرا بر طبق خاصیت خود،نشان می دهند»....در ادبیات ما که پست مدرن چشم اندازی خوبی ندارد! معمولا نسلی که از سیاست یا ائدئولوژی سرخورده می شود به ادبیات مخصوصا شعر روی می آورد .در این محور وضعیت در ادبیات امروز اسف بار است؛گوییا بازگشته ایم به نخبه کُشی در جامعه!
-6تاثیر ساخت و فرم را در شعر چگونه می بینید آیا یک ویژگی است ؟
من به فرم و ساختارهای تئوری در شعر اعتقاد ندارم... ولی معتقدم محتوا، فرم را می سازد وفرم محتوا را و بعد از محتوا فرم نقش ساختاری درآفرینش شعر داردو با هر فرم تازه ای ،محتوای تازه بوجود می آید... در صورت بندی ونحوه ی پرداخت به جریان های شعری عده ای شعر را با یک سری ایده پروری ها تئوریزه کرده اند؛ به زعم من آنها به سمت فرقه سازی رفته اند. به طور حتم از ادعاهای نحویو بیانی شعرها هم تنها خودشان سر در می آورند و عده ای رِند که به ناحق مهر تاییدبر این اثر می زنند تانسل گم کرده فعل و حرف از راه ادبیات منحرف شود ولی زمان باغربال می آید ....با یک بررسی اجمالی می توان گفت که بعضی ها به زمانی رسیده اندکه هرچه تئوری سازان از راست به چپ می نویسند آنها از چپ به راست می نویسند!!ولی شعر یک اتفاق است که در ساختار زبانی رخ می دهد ...شعر میراث اجتماعی است و هر دههمولفه های خاص به ادبیات اضافه می شود.تغییر فرم و ساختار به تاثیر ات تاریخی واجتماعی و فرهنگی بر می گردد.نمودهای شعری در ادبیات کلاسیک کلی گویی و در شعر نوجزیی گرایی است، شاعران به خودِ وجودی شعر فکر نمی کنند و بیشتر به فرم می پردازند.اصلا شعری که قواعد خودش را نقص می کند شعر نیست!
-7آیا اعتقادی به ساده نویسی در شعر دارید ؟ ساده نویسی یک اصل است و پیش زمینه ی بعضی مولفه ها ی شعری است...هر دوره ای فرم ادبیات تغییر می کند؛ عوض شدن فرم در ادبیات به نوع زندگی اجتماعی ربط دارد...ادبیات مشروطه ذهن و زبان مردم را عوض کرد،پیچیده نویسی، دشوار نویسی و بلندنویسی که از زمان قائم مقامی فراهانی صدر اعظم محمدشاه قاجار آغاز شد ؛ بعد ازمشروطه دگرگونی های مبنایی و بنیانی بوجود آمد.. و بذرهایی برای آبیاری فکر و ذهنو اندیشه در ادبیات... با این عقلانیت تقابلی و تناقضات این جهان نمی داند به کجامی رود،ولی به فرض اگر روزی فهمید حتما به سمت شعر می رود. من قبلا گفته ام تنها باشعر میتوان دنیا را تکان داد. ..........«مصرع اول هدیه خداوند است»از آن دوره ای بود که شاعران در تسخیر خدایان بودند و امروز به تعبیری خدایان در تسخیر شاعرانند؛پس حادثه در زبان رخ می دهد.
8-چرا در دنیای شعر با بحران مخاطب روبرو هستیم ؟
کی گفته بحران مخاطب داریم؟! بحران مخاطب زاییده ی ذهنتوهمی عده ای است که بحران در نشر و پخش کتاب را نمی بینند ... شعر دچار بحرانمخاطب نیست! از این گذشته چرا به یک باره جهان از ما گریخت،شعر از ما گریخت،ادبیات از ما گریخت،هنر از ما گریخت،استقلال فکری از ما گریخت... گاهی بحران مخاطب رویکردی خودآگاهانه دارد وعده ای نادانسته خاموشی ادبیات را بحران مخاطب می دانند. و بی رغبتی مخاطب را به توطئه ی سکوت معنا می کنند...کی و کجا نقطه ی آشتی جامعه با شعرخواهد بود این جریان های خلق ساعه و بدون پیشینه و پیش آگاهی در حد حرف های تریبونی است.
9- آیا تعریف تازه ای از شعر دارید ؟شاعری یک آغاز انسانی است، غیر از این تکامل از هر طرف! نسخه ی بدل عظمت از دست رفته است!... ما ادبیات را انتخاب کردیم باید پای انتخابمان بمانیم. ما در شعردنبال خود وجودی خود هستیم .نقل به مفهوم از کتاب ضمایم و ملحقات شوپنهاور که«درزمانی که سطح زمین پوسته ای از سنگ خارا بود،و برای پیدایش حیات عرصه ای نبود؛یکیاز خدایان به خورشید گفت:چرا به خودت زحمت می دهی و هر روز طلوع می کنی؟چشمی نیست که تو را ببیند،خورشید گفت:اما من خورشیدم طلوع می کنم زیرا همین ام و هرکس میتواند نگاهم کند»
10- برای جملات زیر چه تعریفی دارید؟
دموکراسی زنانه در ادبیات:
دموکراسی زنانه؟!! این دیگه چه درآمدی است؟! هیچ سنخیتی با ذهنیت نسل سنت مآب جامعه ی ما ندارد... زنان بعد از مصائب بسیار به یک سری توانایی ها رسید ند؛در حالی که در کشورهای دیگر زناناز پسادموکراسی هم عبور کردند...فضای اجتماعی امروز بازتاب دودلی هاست... این حرکت های جمعی نوعی عصیان و واکنش نسبت به مسائل جامعه است. ذهن ما درگیرنابهنجاری و تناقص و تضاد ها است. من گسست اندیشمندانه از نهادهای اجتماعی وفرهنگی را قبول دارم. ما فعلا بین سنت و مدرنیسم سرگردانیم و برای ذهنیت جهانیناگزیریم بعضی محورهای ذهنی جهانی را بپذیریم و انتخاب کنیم.که این حرکت ها و گسستهای شعری نتیجه اش با ادبیات مشخص می شود .... نقل به مفهوم دیالوگ آن فیلم معروف فرانسوی که«نمی دانم ناراحتیم به خاطر اینه که آزاد نیستم یا آزاد نیستم به خاطراین که ناراحتم»
شعر در وبلاگ...... بعضی شعرها در وبلاگ مثل نوزاد زودرس و شش انگشتی هستند.تلاش برای توضیح نظری و عقلانی شعر زوال آن است!زیرا ملاک ارزش گذاریشعر خود شعر است. در کدام محفل ادبی یا کارگاه شعر کسی شاعر شده، جز بیانیه نویس ! چهل هزار شاعر در کشور هفتاد میلیونی یعنی شعر در وقت اضافه!با این همه در جهان معجزه ای بزرگتر از شعر نیست.
زنانه نوشتن ....... باید دید معیار ذهنی ما اززنانه نویسی چیست؟ فمینیستی است یا تکنیک،فرم،محتوا،ساختار،نحو و شیوه بیان زنانهاست؟ اول موضع خود را مشخص کنیم... دنیای امروز پر از تغییر و پارادوکس و تناقصاست. من مخالف این ام که تئوری در شعر درونی شود؛ نظریه ها مهم نیستند مهم فحوایکلام و کلمه است که سبب ساز تئوری می شود.ولی بعضی از این زنانه نوشتن ها هیچ ربطیبه ادبیات ندارد.
سایت ادبی مرور...... جن وپری ..... قلم شکسته.........ازوبلاگ های به اصطلاع ارزشی محسوب می شوند. این مجلات الکترونی فضایی برای ژانرهای مختلف ادبی از همه ی آنهایی که می شناسیم تا همه ی اسم هایی که نمی شناسیم... اما به عقیده من نویسنده و شاعران باید همیشه به اندازه ی چند قدمی از جامعه جلوترباشند. نمی شود منکر ارزش های فرمیک داستان و شعرها شد ولی جوهر شعری در این سایتها جلوه ی بیشتری دارد.فارغ از کسانی که دست به جریان سازی می کنندوبا توجه بهانگاره های زبان که مبتنی بر نرم شکنی است. نوشتن مهم نیست چه نوشتن مهم تر است ؛پسبنویسیم تا نیستی را نفی کنیم .
زندگی ادبی ...... به زعم من هر کسی شعر می گویدشاعر نیست...به همان نسبت که خیلی ها شاعرانه زندگی می کنند ، شاعر نیستند!من شعررا توانایی فکر و اندیشه می دانم آنجا که زبان تجلی می یابد.
شاعر......... شاعر در این بی عقلانی به سمت عقلانیت شعری می رود. گرچه دیگر شعرمرکز توجه نیست ولی این خلاء هم پر نمی شود مگر با شعر!!
جا یزه های ادبی....... همین را می توانم بگویم که تا حالا این جایزه های ادبی!! به فردی که مستحق اش بودهداده نشده است. از جایزه ها ی جنجالی گلشیری،هدایت و جلال آل احمد و فروغ گرفته تاجایزه های ریز و درشت دیگر... میزان اهمیت آنها زمانی حس می شود که برای مدتی تیراژکتاب را بالا می برند و دیگر هیچ...داوران خود محل سوال و مناقشه اند. وقتی داورانسلیقه ای برخورد می کنند،یعنی ادبیات ارزش خود را از دست داده است...من خودم دربررسی کتاب ها بعضی وقت ها دوست دارم فریاد بزنم اگر می خواهید دوست هم باقی بمانیمکتابتان را برایم نفرستید!!
فو تو شعر ....... فوتو شعر گرایش فزاینده به ذاتتصویری شعر است. شعر فتوریست بنیان ترکیبات های آزاد و ویرانی عمدی در قواعد نحویاست .در ذهنیت فوتوریسم ها نوعی ناخودآگاهی در ضمیرخودآگاه فارغ از مسائل سیاسی واجتماعی است.شعر با عناصری چون ایجاز، تصویر، جز نگری ودرک واقعی زیبایی و حقیقت دراین نوع شعر است.
بحران مضمون در ادبیات.... بحران مضمون به عوامل اجتماعی وفرهنگی و اعتقادی بر می گردد.من به سانسور ذهنی معتقدم .در صد زیادی از هنرمندانقبل از این که مجوز کتابشان صادر شود سانسور ذهن خود هستند.این نوعی بحران محسوبمی شود؛نمی شود؟! بعضی حذف ها کاملا خودآگاهانه است.
سریا داودی حموله